نکته ی روز : كسي كه دور بين نباشد گرفتار خطرهاى نزديك مى شود ... نیچه

به گاردلیا : توی گل بود ... توی گلاب ... توی مربا ... ظرف عسل ... توی خنده از خنده بود ... از توی بسته های شیک آدمس های خوشبختی ...  درست یادم نیست  چیزی این روزها گاردلیا فکر می کنم که از توی عکس برگردون پوست یک آدمس خرسی بود ... از کجا خریدم یادم نیست زیاد اما فکر می کنم که از توی یک دکه ی آدامس فروشی گل فروش توی میدان ونک بود خریدمش گاردلیا ... یادت هست طعم خرس های رنگی اش را گاردلیا ... درست مثل ...  یادم نیست گاردلیا اما ... اما فکر می کنم جایی همان جاها بود که اولین بار دیدمت ... پشت عکس برگردان یک آدمس  ... یک دست گاردلیای صورتی/آبی ... یک دست که  از توی دستم دستم را دست کش کرد به دست هایش و ... رطوبت دهان و گرمی پوست بد می چسباند بعضی از طرح های بعضی از آدمس های خرسی را به تن آدم گاردلیا ... حالا دیگر امان از شسته شدن ها ... امان از سابیدن ها ... امان از خراشیدن ها ... امان از گاردلیا ها امان از دست گاردلیا ... گاردلیا ...