نکته ی روز : در میان مردم بیگانه می نشینم  مگر با انکار خویش  آنها را تاب بیاورم ... نیچه

به گاردلیا : اینا خودشون هم نمی دونن چی می گن ... هی می گن روز روشن فندک زدم به مالم ... فندک را بدهم راستی فردا توی باغ حسن پر از گوجه و قیسی کنن ...  نمی خوای چیزی بگی؟؟  چیزی بگو ... خب گاردلیا ...