نکته ی روز: از کدامین ستاره به ملاقات هم روی زمین افتاده ایم ؟ ... نیچه

به گاردلیا : توی خورشید ... دایره ی مرکزی خورشید دارد از جایش در می آید ... یک دایره ی گرد سیاه دارد خالی می شود وسط خورشید مثل یک در باز می شود از هم باز می شود ... نگاه کن گاردلیا نگاه کن ... یک مار ... خزنده ی لیز ... عجیب ... یک مار با دندان های ردیف ببر و غرش شیر ... یک مار با خز پوشی از تن خرس ... نگاه کن گاردلیا ... نگاه کن ... یک حیوان عجیب دارد می پیچد می خزد می ریزد از آن بالا روی زمین ... نگاه کن گاردلیا نگاه کن ... ایستادم وسط این دشت ... وسط کویر دانه های درشت عرق گرد شده اند درشت درشت درشت روی پیش آنیم ... نگاه کن گاردلیا ... من را ... گلادیاتور کله گرگ ... نگاه کن گاردلیا ...  اینجا ایستاده ام ...  اسبی پیر ... خسته ... فرتوت ... زخمی ...  گرگ ها سگ های هارشان را رها کنند می خوانم ... ببین گاردلیا ... ببین ... جانور مهیبی روی زمین  ... می ایستم ... رو به خورشید سوراخ دستم را قنوت می کنم به سمت پروردگار کنار دستی می گوید ... بزن اون کانال پسر ... سرم را ... به پشتی مبل تکیه می کنم کنترل را ریموت می کنم به سمت سنسورهای مادون قرمز می گویم یادت باشه قوطی آبجوی توی سطل را ببریم پس بدهم ... می خندد ... تو گاردلیایی هنوز ... توی ضرب معینی از دکمه ها روی ریموت لعنتی ...  روی/توی یکی از همین کانال های لعنتی ... انگشتم را توی سوراخ قدیمی از چند سال قبل توی لا به لای فنرهای کاناپه فرو می کنم  سر انگشت می چرخانم  بادکمه های ریموت سعی می کنم همه چیز را کنترل کنم ... رو به صحرا گذاشتم گاردلیا ... رو به خشکسالی ... روی این کاناپه را خیلی وقت است به سمت بیابان چرخاندم  گفتم بی هش ... خدای بغل دستی چشمش را ریز کرد  زیر ناخنش را با لبه های تیز  آن دست پاک می کند  از زیر لب  یک آهنگ مرسوم فرانسوی زمزمه می کند به من می گوید ... فدرس تو کی می خواهی سهم وراثتیم را تعیین کنی ... توی دماغم می خارد بعد ... نگاه کن گاردلیا  ... کاردی که دادی زیر گلوی  جانور مهیب را برید نعشش وسط پای بچه های با مرام کویر ... نگاه کن گاردلیا ... دمپایی را از توی دهانم بیرون بکش  نوک تیز فنر را از کنار شاه رگ گردنم گاردلیا ... این اسب پاره را بگذاریم دم در امشب ... رو به صحرا  بگذاریم امشب  ... رو به صحرا دهانم کف کرد گاردلیا ... دهانم/دور دهانم کف کرد گاردلیا از تف صحرا ... از تف صحرا گاردلیا ...