نکته ی روز : دوست برای یک انسان تنها، همواره سومین نفر است ... نیچه

به گاردلیا :  می نشینم به ذکر ... به تکرار اوراد باستانی ... هو! ... به دست هایم/به رگ هایشان نگاه می کنم ... هو! ... به هوا/آسمان نگاه می کنم به عمق فاجعه ی حضور ... هو! ... قاشقم را می کنم لای گردی بستنی میوه ای و یک برش به سمت دندان هایم می برم ... هو! ... کمرم را دو بار به نیت قولنج ... هو! ... امشی می پاشم روی صورت شفاف همه ی سوسک این پشت/پشت در را می گویم گاردلیا ... هو! ... مخاطبم را تو فرض می کنم/که می فهمی ... هو! ... ساکت می شوم سلاخ پشت در خانه ام با آب تاب وارد می شود ... هو! ...  دراز کشیده آخرین نخ پنجاه و هفت را دود می کنم ... هو! ... گردنم از مو باریکتر است ... مو به مو ... هو! ... هو گاردلیا ... هو!!!