نکته ی روز : آری پشت سر ما ابدیتی است ... نیچه

به گاردلیا : روی دو دستت ... پشت دو دستم ... رو به رویت ... پشت و پس و میانه ی صورتم ... جاهای پا مانده از روی مسیرهای کناره های ساحل ... عصر همان روز ... دو ساعت مانده به همان وعده ... دو ساعت مانده به همان گل ... به همان ... گاردلیا ... گاردلیا ... گاردلیا ... دو ساعت ... ببین ... نگاهم کن ... درست دو ساعت مانده به ... هوایی را که دم کردی بازدم کن توی صورتم ... هوایی را که دم کردی باز دوباره دم کن توی ریه هام ... هوایی را که دم کرده است و باز سمج ... خواب در چشم ترم  که نه در پس زمینه ی ال سی دی یک کمکوردر دیجیتال و یا حتی چه می دانم توی یک لوح فشرده ی ... ببین گاردلیا ... ببین ... من دلم یک لقمه نون و پنیر لواش پیچ می خواهد با کلی سبزی خوردن تازه ... تره اش زیاد باشد لطفن گاردلیا ... تره اش فقط لطفن زیاد باشد گاردلیا جانم ... بانو ... یک نفر روی لینک پایین صفحه  لطفن کلیک کند ... من را ببر به جایی ببرید که از اینجا به لینک ... یک نفر لطفن خواهشن روی  لینک این پایین صفحه کلیک کند لطفن ... پلیز کلیک رایت آنده تب ...