۱۳۸۷ مرداد ۱۲, شنبه

 یک نفر که همه ی زمین های حوالی به اسمش بود الان مدت هاست به ناخن هایش برگ گل کوکب چسبانده کنار همه ی محوطه ها منگوله ی سندش را دود می دهد ... یک نفر که ...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

از ابتدا تا به انتها تا ابدیت تا ابد

به گاردلیا : نشسته ام اینجا و اینجا و آنجای این ماجرا را راه راه و را به را دارم دوباره نگاه می کنم گاردلیا ... دارم دوباره این/همین ماجرا ر...