درجه ی اعلام ناخالصی در سطوح آزمایشگاهی از ملیونیوم حرف می زند ... درجه ی اعلام ناخالصی از مبنای صفر مطلق ... داریم به کجا می رویم بچه ها؟ پنج شونه تخم مرغ روی ترازوی دیجیتال بود که دکمه ی الکترونیکی توازن را زد و  ترازو با احتساب پنج شونه تخم مرغ بر روی صفر مطلق دوباره تنظیم شد ... برای کشیدن سیصد و پنجاه گرم پسته ی وطنی برای من .... برای من ... برای من ... قرارمان این نبود بچه ها ... قرارمان این نبود ...

نکته ی روز : آدمیان به سمت نور یورش می برند اما نه برای بهتر دیدن که برای بهتر درخشیدن و آدمیان دوست تر می دارند که در نزد هرکه بهتر می درخشد همو را نور بپندارند ... نیچه 

به گاردلیا :دارم از روی این هایی که توی صورتم کردی عبور می کنم ... مرطوب و گرم و چسبنده و از دو سمت صورتم که می لغزد امتداد لزجی را مثل عبور حلزون ها از مجاری های عبور حلزونی  بر جای می گذارد ... پاک لو رفته ام و  دست هایم پیش چشم هایم از هم باز شده اند هرچند که تو نمی بینی ... تو نمی بینی شان ... من پاک لو رفته ام گاردلیا ...  پاک لو رفته ام و دیگر چندان عجیب و غریب نیست ... هوا را روشن کن می خواهم  بروم و نان تازه بگیرم ... هوا را روشن کن ... می خواهم بروم اتوبوس اول وقت فردا را همین آخر وقت امشب سوار بشوم ... هوا را روشن کن گاردلیا هوا را روشن کن ... راستی آنا هم برایت سلام می رساند ... ـ سلام  ـ سلام ـ سه تا خاشخاشی لطفن من عجله دارم اتوبوس  می آید و ... ممنون گاردلیا ... ممنون ...