نکته ی روز : فرق است بین تنهایی و افسردگی ... نیچه

به گاردلیا :  چیزی مثل جزیره خدا انداخت رویم شب آن زیر میر می لرزم گاردلیا ... در محدوده ی استعاره  موچینی شاخش جا مانده توی قسمت سفید حدقه ... تصویر یک تعجب بلند مدت خشک شده  چیزی شبیه نگاه ...  یادم هست گاردلیا یادم هست ... رشد می کند ... زیبا می شود ... گل می دهد ... بین موها و کمرت سخت می شود کار را سخت می کند ... خندقی از صدف  ... ماهی موجود متوحشی که بزرگ می شود ... فدرس سرفه می کند ... گارد ... گاردل ... گاردلی ... یا ... چیزی شبیه چیزی این جوری/فرمی ... گاردلیا ...